بيا که از غم هجران تو پريشانم
زدوري رخت اي يار ديده گريانم
به آه سينه سوزان من گهي نظري
که آه خسته شد از آه قلب سوزانم
آقا جانم تا کي اين جمعه ها بيان و برن من شما رو نبينم. تا کي انتظار بکشم.تا کي روي ماه شما رو براي خودم تجسم کنم .تا کي تو خيال خودم بگم ينعي ميشه من هم يه روز آقامو ببينم.
مولاي من يه نگاهي يه نشونه اي بده آقا فقط يه نظر .ميدونم اگه تا الانم نديدمت از بدي منه از ري سياهي منه مولا.خودت دستمو بگير خودت پاکم کن.
گدا به خانه مولا به صد اميد آيد مران که غيره گدايي رهي نمي دانم