[ و به پسرش حسن فرمود : ] پسرکم چيزى از دنيا بجا منه چه آن را براى يکى از دو کس خواهى نهاد : يا مردى که آن را در طاعت خدا به کار برد پس به چيزى که تو بدان بدبخت شده‏اى نيکبخت شود ، و يا مردى که به نافرمانى خدا در آن کار کند و بدانچه تو براى او فراهم کرده‏اى بدبخت شود پس در آن نافرمانى او را يار باشى و هيچ يک از اين دو در خور آن نبود که بر خود مقدمش دارى . [ و اين گفتار به گونه‏اى ديگر روايت شده است که : ] اما بعد ، آنچه از دنيا در دست توست پيش از تو خداوندانى داشت و پس از تو به ديگرى رسد و تو فراهم آورنده‏اى که براى يکى از دو تن خواهى گذاشت : آن که گرد آورده تو را در طاعت خدا به کار برد پس او بدانچه تو بدبخت شده‏اى خوشبخت شود ، يا آن که آن را در نافرمانى خدا صرف کند پس تو بدانچه براى وى فراهم آورده‏اى بدبخت شوى و هيچ يک از اين دو سزاوار نبود که بر خود مقدمش دارى و بر پشت خويش براى او بارى بردارى ، پس براى آن که رفته است آمرزش خدا را اميد دار و براى آن که مانده روزى پروردگار . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----1066---
بازديد امروز: ----3-----
بازديد ديروز: ----3-----
بدون شرح

 

نويسنده: نيما حسيني
چهارشنبه 10/11/1386 ساعت 4:9 عصر

به نام پيوند دهنده دل ها


هميشه بايد خدا را شکر کرد به خاطر تمام نعمت هايي که به ما ارزاني داشت. نعمت هايي که اگر نبودند تحمل اين زندگي بي رحم براي ما بسيار سخت و چه بسا بعضي اوقات غير ممکن بود. آري غير ممکن بود. در تمام طول زندگي غم وغصه هاي زيادي براي ما پيش مي آيد که تحمل و گذشتن از آنها بسيار دردناک و دشوار است. گاهي يک شکست در زندگي انسان را مي شکند گاهي يک فراغ آنچنان انسان را از پاي مي اندازد که دو باره ايستادن غيرممکن است و اين جاست که يکي از بزرگترين نعمت هاي خدا پديدار مي شود وآن کمرنگ شدن شدت و آتش غم و غصه است از ياد بردن است فراموش کردن است که اگر نبود و آتش غم و فراغ را خاموش نمي کرد از من نيز خاکستري بيش باقي نبود خاکستري که باز در درون خود مي سوخت. بسياري را در کنار خود ديدام که با عشق بيگانه اند بوي خوش عاسقي را حس نکرده اند. چه حيف که از زندگي خود هيچ لذتي نمي برند. لذت بخش ترين لذت زندگي محبت کردن است دوست داشتن است عاشقي کردن است خدايا تو را به تمام نعمت هايت قسم مي دهم که همه ما را عاشق و عاشق تر کن.


عاشق باشيد


    نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [27/2/1387- 9:42 ع] جمعه اي ديگر
    [24/12/1386- 1:7 ع] شور 22
    [16/11/1386- 3:1 ع] افتخاري ديگر
    [10/11/1386- 4:9 ع] نعمت خدا
    [10/11/1386- 1:29 ع] سلام دوباره
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • آواي آشنا

  •